السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 110
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
بن جعفر در كوفه ، قيام كرد ، و مردم را به بيعت به امام رضا ( ع ) دعوت مىنمود ، وقتىكه اهل كوفه را در جنگ سركوب كرد و به طرف اصفهان حركت نمود و به نيروهاى خليفه در كوفه و بصره ، و همدان و قم ، و رى و فارس غلبه كرد بعد شروع كرد مردم را براى بيعت خود دعوت كند نه براى حضرت امام رضا ( ع ) . همه بنى هاشم بگرد او جمع شدند . از كسانى كه به نزد او آمد ، سفاح و منصور بودند ، پس هركس از آنها اقدامى عليه او مىكردند آنها را بزنجير مىكشيد و هر كس از او صله مىخواست بوى صله مىداد اين وضع ادامه داشت تا اينكه مروان حمار ، سپاهى زياد براى سركوبى او فرستاد ، اهل اصفهان به اين شخص در جنگ كمك كردند در نتيجه او بخراسان فرار كرد . معلوم مىشود كه امتناع مردم اصفهان از يارى بوى بواسطه بد خلقى و زشتى اخلاقش بوده است يكى ديگر هم اين بود كه مردم را براى بيعت به آل محمد ( ص ) دعوت نمىكرد بلكه براى بيعت خود دعوت مىنمود . ( اصفهانى در مقابل الطالبين ) گفته : كه اين شخص ( عبد إله بن معاويه ) بعد از اصفهان بخراسان عزيمت نمود و در راه بيك مردى از اهل مرو وارد شد و از او طلب يارى كرد ، آن مرد بوى گفت : آيا تو از اولاد پيامبرى ؟ گفت : نه ، گفت : آيا تو همان ابراهيم امام هستى كه در خراسان بقيام او دعوت مىشود گفت : نه : آن مرد گفت من نمىتوانم به تو كمك كنم ، عبد إله بن معاويه در سال 127 ه كشته شد ( انتقال دعوت از علويها به عباسيها ) وقتىكه وليد بن يزيد كشته شد ، عدهاى